اندیشه
 
۰۶ آبان ۱۳۸۷
اعتماد از یک طرف زاینده دموکراسی است و از طرف دیگر خود دموکراسی مقوم اعتماد است. فرهنگ اعتماد بیش از هر نظام سیاسی دیگری، در نظام دموکراسی محقق می‏گردد. یک نظام دموکراتیک، اعتمادپذیری خود را عمدتاً بر پایه دو معیار پاسخگویی و پیش تعهد بنا می‏گذارد. دموکراسی، زمینه توانمندی را از حیث پاسخگویی فراهم می‏کند. [ادامه ...]


۰۵ آبان ۱۳۸۷
ریشه این شکست را باید در کارهای خود آمریکا و سرمایه‌داری غربی با محوریت آمریکا جست‌وجو کرد. خودمحوری آمریکایی ریشه شکست های پی در پی این نوع از سرمایه‌داری و مدرنیته است. اگر آمریکا با افتخاراتی که از گذشته برای دموکراسی و دفاع از حقوق بشر کسب کرده بود، به زیست خود ادامه می داد، می‌توانست بدون پرداختن هزینه های بسیار به همزیستی مسالمت آمیز خودش با دیگران کمک کند و جهانی انسانی با حضور همه فرهنگ ها و ملت ها بسازد. اما چه باید کرد وقتی نظام های سیاسی، دولت ها و گروه های اجتماعی نیز مانند انسان ها بر اساس داشته هایشان –به حق یا نا حق- دچار توهم شده و غرور و خودخواهی و طمع پیشه کرده و تیشه به ریشه خود می زنند؟ [ادامه ...]


۲۲ مهر ۱۳۸۷
سید محمد خاتمی: سلسله کنفرانس هایی در اسلو و تهران برگزار شده و براساس یک برنامه ریزی درازمدت انجام می شود. اگر بخواهیم کارهای انتخاباتی انجام دهیم، نیازی به این کارها نیست* بزرگترین متفکر اصلاح‌طلب امام خمینی (ره) بود. علامه نایینی و آیت‌الله مطهری هم از جمله اصلاح طلبان بزرگ بودند. مراد ما از اصلاح طلبی اتفاقا بیان درست مفاهیم دینی است، از جمله مسأله انتظار و مهدویت* اینکه ایران بتواند التزام عملی بدهد که به سمت سلاح اتمی نمی رود، گذشته از این که دکترین امنیتی ما چنین چیزی نیست، می تواند در مذاکره بحث شود. باید با مذاکره بدون پیش شرط مسائل را به گفت و گو گذاشت و معتقدم مسأله تنها از این طریق قابل حل است، مگر آن که اراده سیاسی یا بهانه ای وجود داشته باشد که ایران را از این طریق تحت فشار قرار دهند. ایران می تواند با تدبیر و برنامه ریزی این مسأله را در مسیر صحیحی پیش ببرد [ادامه ...]


۱۵ مهر ۱۳۸۷
برداشت من از اصلاحات در ایران، در یک کلمه یعنی اصلاحات آرام و تدریجی بر پایه دموکراسی نمایندگی. بر این اساس، فرو کاستن این مفهوم بنیادین به موضوعات حاشیه‌ای و حتی مهم اما فرعی، مصداقی و مقطعی، کاری از قبیل ساده‌سازی محتوایی، تقلیل‌گرایی، مشوش کردن مفهوم اصلی و یا مصادره به مطلوب است. امروز نیز ایران و ایرانیان خواهان اصلاحات دموکراتیک در مسیری پویا، مداوم و گام به گام‌اند و مطالبات خویش را در «دموکراسی» صورت‌بندی می‌کنند. [ادامه ...]


۰۳ مهر ۱۳۸۷
گاه یکی نیروی سیاسی تمام شرایط کسب قدرت را روی کاغذ دارد، اما در عمل به هر دلیل نسبت به آن همراهی وجود ندارد. در واقع هر چه یک جریان سیاسی در واقعیت صلاحیت اداره کشور را داشته باشد، اما نتواند افکار عمومی‌را به طرف خود جلب کند، طبیعی است که شکست می‌خورد. بنابراین یکی از اقتضائات انتخابات ریاست جمهوری این است که فردی برای کاندیداتوری معرفی شود که بتواند در صحنه عمومی، جلب اعتماد کند. [ادامه ...]


۰۲ مهر ۱۳۸۷
پیمان، دوسویه است و آقای خاتمی این را حتما بهتر از من می داند. او بیش از من و بیش از تک تک آحاد ملت،قدرت، شکوه و عظمت امواج گران عاطفه و اطمیان را که به سوی آمد و او را در عمق دریای دوستی و محبت فرو برد، حس کرده است. اگر می خواهد بار دیگر به آغوش امواج ملت بازگردد، باید با عزمی و با عهدی به سراغ ملت آید که همسنگ اعتماد، دوستی و محبتی باشد که ملتی سخت اندوهگین و خشمگین نثار او می کند. [ادامه ...]


۲۷ شهريور ۱۳۸۷
شاید در این میان پرسش اساسی این باشد که وضعیت نامطلوب و شرایط مطلوب در ساختار حقیقی و حقوقی نظام حاکم جمهوری اسلامی کنونی چیست و واقعا دنبال چه هستیم و چه باید باشیم؟ طبق تعریف اصلاحات و اصلاح‌طلبی در چارچوب نظام جمهوری اسلامی، به نظر می‌رسد در یک کلام می‌توان گفت که هدف کلی و اساسی اصلاحات بازگشت به آرمان‌های اعلام شده و تصویب شده انقلاب اسلامی 1357 شمسی و احیای اهداف فراموش‌شده و یا نقض‌شده و حتی مخدوش شده این انقلاب ملت ایران است. این اهداف نیز حداقل در طول 15 سال مبارزه و مقاومت (1357-1342) به وسیله رهبران مبارزه و به‌ویژه رهبر مذهبی بلامنازع آن آیت‌الله خمینی بارها اعلان شده و سرانجام در قانون اساسی 1358 انعکاس یافته است. [ادامه ...]


۲۶ شهريور ۱۳۸۷
متاسفانه مردم ایران در تمامی امور زندگی بسیار واقع گرا و حسابگرند، اما به محض اینکه وارد حوزه سیاست می شوند، همه آرمانگرا می شوند و چنان انتظار تحول های آنی را دارند که متاسفانه سررشته کار را از دست خارج می‌کند. از مشروطه تاکنون ما متاسفانه به دلیل همین روحیه ایرانی ها، شاهد خیزهای کوتاه مدت و افت های دراز مدت هستیم. یا چنان به هیجان می‌آییم که می خواهیم این دیر خرابات را به آن بهشت برین تبدیل کنیم، یا این که مایوس می شویم و قهر می کنیم. بنابراین واقعیت این است که اصلاح طلب واقعی به اصلاح مستمر و آرام و عقلایی و مبتنی بر واقعیات جامعه نظر دارد. [ادامه ...]


۲۵ شهريور ۱۳۸۷
تجربه صد سال گذشته در گذار اکثر کشورهای دیکتاتوری در دنیا به سیستم های دموکراتیک نشان داده است که احزاب و گروه ها و شخصیت های سیاسی ولو آنکه در یک انتخابات آزاد بازنده شوند، شانس سیاسی خود را در آینده از دست نداده و حتی می توانند ضمانتی برای آن شانس ایجاد کنند (نمونه بارز این قضیه ساندینیست ها در نیکاراگوئه یا احزاب اروپای شرقی هستند که پس از یک شکست به قدرت بازگشتند) در حالی که پیروزی در یک انتخابات غیر واقعی هر اندازه این انتخابات غیر واقعی تر باشد، تضمینی برای شکست و نوعی خودکشی سیاسی برای گروهی است که دست به چنین کاری می زند. [ادامه ...]


۱۷ شهريور ۱۳۸۷
دوره‌ای که در آن زیست می کنیم، دوره ضدیت با روشنفکری است. سیاستمداران و مدیران کشور با بی حاصل خواندن کار روشنفکری وارد ریزترین عرصه‌های زندگی مردم شده و عرصه فرهنگی و سیاسی را به تعطیلی کشانده‌اند. تولید فرهنگ و اندیشه، حل مناقشات سیاسی در سطح جهانی و ملی و تنظیم رابطه با جامعه جهانی دچار فراموشی شده‌است. دانشگاه‌ها و مراکز فرهنگی و تربیتی و آموزشی دچار رکود عمده شده و صاحبان اندیشه به نوعی دچار انزواطلبی گردیده و کنشگران اداری به جای کارگزاران فرهنگی قرار گرفته‌اند. [ادامه ...]


۱۶ شهريور ۱۳۸۷
احسان عابدی: بعضی واژه‌ها کوهی از معانی را با خود حمل می‌کنند، مثل آزادی، ایمان یا عدالت. صحبت درباره هر کدام از آنها مثل شعبده‌بازی می‌ماند. کلمه‌ای را در نظر می‌گیری و از آن مدام به معناهای دیگر می‌رسی و این می‌تواند تا ابد ادامه پیدا کند. هیچ قطعیتی در کار نیست و فقط این تجربه‌های زیسته بشر است که می‌تواند به داد ما برسد؛ مثال آن حاکمی که در جست‌وجوی عدالت بدون آزادی برآمد و ما امروز می‌دانیم که راه را اشتباه رفته‌است. حال چگونه می‌توان به حسی از «عدالت» دست یافت؟ و اصلا آیا چنین چیزی قابل تحقق است؟ این بار سئوالاتمان را با دکتر سعید حنایی‌کاشانی، استاد فلسفه دانشگاه شهید بهشتی در میان گذاشته‌ایم و او هم پاسخ داده‌است. همچنین به بهانه این گفت‌وگو سرکی به دنیای سیاست کشیده‌ایم و به شعارهای عدالت‌طلبانه دولت نهم پرداخته‌ایم. [ادامه ...]


۱۰ شهريور ۱۳۸۷
شاید عده ای خودشان را از مرجعیت بی نیاز بدانند. ولی اکثریت عظیم جامعه برای آسایش فکری شان به گروه مرجع وابسته‌اند. چرا که نمی خواهند دغدغه این را داشته باشند که کدام راه درست یا کدام راه نادرست است. کارکردهای روانشناختی خیلی مهمی دارد. مرجعیت حتی به سلامت روانی کمک می کند. داستانی که دورکیم در خودکشی می گوید که چرا کاتولیک‌ها کمتر و پروتستان‌ها بیشتر خودکشی می کنند، پاسخش این است که چون پروتستان‌ها به خودشان واگذار شده اند. [ادامه ...]


۰۱ شهريور ۱۳۸۷
اولین فرضی که ما در این نوشتار با آن روبرو هستیم تحول جریان ایران‌شناسی است. ایران‌شناسی به طور قطع از یک جریان ساده و بی‌هدف و بی‌محور به جریانی هدف‌مند و با سازوکارهای اداری و سازمانی و هوشمند تبدیل شده‌است. اگر در گذشته ایران‌شناسان افرادی بدون هدف سازمانی و بی‌ارتباط با یکدیگر بودند، ایران‌شناسان امروزی هدف‌مند و هر کدام وابسته به سازمان یا موسسه‌ای هستند. اگر در گذشته ایران‌شناسی امری دلبخواهی بود، در دوره جدید ناگزیر از حیات و تعامل با جریان‌های فکری دیگر است. [ادامه ...]


۱۶ مرداد ۱۳۸۷
واقعیت این است که حضور ما – ایرانیان – در جهان معاصر بیشتر انفعالی و آن هم در حوزه سیاسی است. هر وقت که جهان قصد دارد تا دولت و کشوری یا فرهنگی را بترساند از وجود کشور و نظام سیاسی ایران یاد می کند. این بدترین وضعیت حضور در سطح جهانی است. در حالی که می توان داعیه های غیر سیاسی هم داشت. به عبارت دیگر،‏ ما به حضور همه جانبه در جهان اجتماعی نیاز داریم، نه اینکه دیگرانی که نسبت به ما نگاه خصمانه دارند به طرح نارسا و نامفهوم از فرهنگ و جامعه ایرانی بپردازند. برای حضور در این جهان، ما نیازمند فهم و درک وضعیت و موقعیت خود هستیم. [ادامه ...]


۱۲ مرداد ۱۳۸۷
طبقات اجتماعی در ایران فوق العاده متزلزل و بی ثباتند. ما تغییرات زندگی افراد را با چشم ملاحظه می‌کنیم، کسانی که یک شبه ره صد ساله پیشرفت را طی می‌کنند، یا این که افول می‌کنند ورشکسته می‌شوند. این حاکی از شتاب بالای تغییرات در جامعه است. در جامعه ‌ایران حتی افرادی که در ظاهر به یک طبقه مشترک تعلق دارند، از زندگی‌های کاملا متفاوتی برخوردارند که نظام رانتی و دلالی گسترده چنین فرصت‌هایی را برای آن‌ها فراهم می‌کند. اصولا تا زمانی که بی‌ثباتی وجود دارد، همه احساس می‌کنند به آنچه مستحق آن هستند، نرسیده‌اند. [ادامه ...]


۰۴ مرداد ۱۳۸۷
باران: نمی‌دانم چه کسی می‌گفت که ایرانیان از وضع زندگی خود راضی هستند، هر چه هست مایه گذاشتن از «مردم» و سخن گفتن از زبان آنها که کاری ندارد. اما واقعیت امر چیست؟ چه نشانه‌هایی دلیل بر رضایت مردم از وضع زندگی خود وجود دارد؟ این‌ها اساس پرسش‌هایی است که با دکتر علیرضا علوی‌تبار در میان گذاشته‌ایم. علوی‌تبار نیز از تجربه خود در پیمایش «ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان» گفته‌است، پیمایشی که چند سال قبل و با اهداف متعددی انجام شد و معیاری برای ارزیابی نگاه ایرانیان به مسائل و مشکلات معیشتی و سیاسی به دست داد. این گفت‌وگو را می‌خوانید. [ادامه ...]


۰۲ مرداد ۱۳۸۷
ابوالحسن نجفی: امروز در زبان انگلیسی، روزانه صدها واژه‌ جدید ساخته می‌شود. آن‌ها چگونه قادر به این کار هستند؟ آیا آنها تافته جدا بافته بودند و چیزی داشته‌اند که دیگر زبانها ندارند؟ نه! آنها فقط از امکانات بالقوه زبان استفاده کرده‌اند و ما نیز می‌بایست ببینیم این امکانات را داریم یا نه. در حال حاضر، سیل ورود اصطلاحات فنی به زبان فارسی شروع شده است و می‌بایست معادل‌سازی کرده و از امکانات بالقوه زبانمان استفاده کنیم. من با زبان عربی دشمنی ندارم و معتقدم خیلی از لغات عربی حالا دیگر جزوی از ادبیات ما هستند، ولی اگر از همان ابتدا از همه ‌امکانات موجود در زبان استفاده می‌کردیم، در حال حاضر به جای واژه «ذوب» از کلمه «گدازش» و به جای «انتصاب» از واژه‌ «گمارش» استفاده می‌کردیم. [ادامه ...]


۰۲ مرداد ۱۳۸۷
باران - سهام الدین بورقانی: دوستداران اندیشه دینی این بار نیز در منزل عبدالله نوری گردهم آمده بودند تا پس از خواندن دعای کمیل، شنونده صحبت‌های مصطفی ملکیان در باب «حاجت بشر به اخلاق» و «دشواری اخلاقی‌زیستن» در روزگار کنونی باشند. در این جلسه که با استقبال فراوان علاقه‌مندان حوزه «اندیشه» و «اندیشه دینی» برگزار شده بود. ملکیان گفت وقتی این دو امر یعنی «احتیاج موکد انسان امروزی به اخلاق» و همچنین «دشواری اخلاقی‌زیستن» با هم جمع شوند، هر شخص دلسوخته به حال انسان‌ها را به تامل وا می‌دارد تا چاره‌ای بیندیشد. او همچنین بر کارکردهای اخلاق تاکید کرد و اشاره کرد که انسان امروز بدون اخلاق به موجودی خطرناک تبدیل خواهد شد. گزارشی از این جلسه در ادامه می‌آید. [ادامه ...]


۰۱ مرداد ۱۳۸۷
علاقۀ ما ایرانی‌ها به خودمان و گذشته‌مان و پیرامونمان هم هیچ شباهتی به این گونه از نگاه در میان دیگر مردم جهان ندارد. همیشه در انتظاریم تا کسی بیاید و چیزی دربارۀ ما بگوید اما کم بگوید تا حوصله‌مان سرنرود. ما به خاطر همین حوصلۀ اندک با همۀ «احسن التواریخ»‌ها و «جامع التواریخ»هایی که نوشته‌ایم با تاریخ میهنمان بسیار بیگانه‌ایم. غریب است که «مجمل التواریخ»ها هم از نظرمان دور می‌مانند. شگفت‌انگیز است که نام نخستین مورخی را که مجمل التواریخ و القصص را نوشته‌است گم کرده‌ایم. تاریخ عمومی و موضعی کشورمان را بیگانگان نوشته‌اند و گاهی چنین به نظر می‌رسد که ما در عرصۀ تاریخ خود نامحرم هستیم. [ادامه ...]


۳۱ تير ۱۳۸۷
مروری بر رفتارهای روزمره این روزهای ما ایرانیان که به غایت میل به گریز از قانون، بی توجهی به حقوق افراد و خودمحوری و سودانگاری در آن به وفور به چشم می آید نمایانگر تضادهای عمیقی است که با سرشت جامعه دینی ناهمخوان و متناقض است. دستورهای دینی که از کتب مدرسه و دانشگاه تا تلویزیون و جراید و دیوارهای شهر خودنمایی می کند و دائم در معرض انظار است، غالبا در قواره شعار و دستورالعمل هایی پیاده نشده، خاک می خورند و در عوض، سعی می کنند نما و ظاهر جامعه را رنگ اخلاقی و دینی بزنند. [ادامه ...]


صفحه 1 از 4 | [1]  2  3  4  > >>
صفحه بعدی