نیوزویک: اسراییل نمیتواند تاسیسات هسته ای ایران را تخریب کند
کارشناسان اطلاعات جاسوسی غرب معتقدند که تاسیسات هسته ای ایران در عمق پایین از سطح زمین قرار گرفتهاند و این امر برچیدن و یا حتی تخریب جدی این تاسیسات با یک حملهی هوایی سریع را برای اسراییل مشکل میسازد. یک مقام عربی و چند کارشناس آمریکایی با اشاره به این مساله گفتند که اسرائیل تسلیحات متعارفی را در اختیار ندارد که قادر باشند به تاسیسات ایران صدمه بزنند. دیوید آلبرایت، کارشناس هسته ای سابق سازمان ملل گفت: تخریب این اهداف بسیار مشکل خواهد بود. تلاشهای آمریکا و متحدانش در خصوص برنامهی هسته ای ایران اخیرا به دلیل اشتباهی از جانب آلمان ضربه سختی خورد. بنا به گفته مقامات غربی در حوزهی مقابله با اشاعه، "BND" آلمان که معادل سازمان سیا در آمریکا است یک فرد ایرانی-کانادایی را که به نام مستعار سندباد خوانده میشد برای خبرچینی در اختیار خود در آورده بود. سندباد بنا به نوشتهی "اشپیگل" فنآوری را در اختیار ایران قرار می داده و در عوض اسناد بسیار با کیفیت دولتی ایران از جمله تصاویر دستگاههای حفر تونل و گزارشات اطلاعاتی در خصوص سیستمهای پرتابی هسته ای را در اختیار دستگاه جاسوسی آلمان قرار می داده است. اما این عملیات جاسوسی زمانی به مانع برخورد کرد که مقامات گمرک آلمان که اطلاعی از نقش سندباد به عنوان جاسوس نداشتند، او را به دلیل انتقال غیرقانونی فنآوری موشکی به ایران دستگیر کردند. و BND نتوانست انجام تحقیقات در این باره را متوقف کند. یکی از مقامات مقابله با اشاعه گفت که دستگیری سندباد ضربهی مهمی به تلاشهای جاسوسی علیه برنامهی هسته ای ایران بوده است.
نیویورکتایمز: دولت بعدی آمریکا باید بدون پیش شرط با ایران گفتوگو کند
نیکلاس برنز پیش از آنکه اوایل سال جاری میلادی از وزارت امور خارجهی آمریکا بازنشسته شود معاون امور سیاسی و مذاکرهکنندهی ارشد آمریکا در خصوص ایران بود. اما چند بار در طول سه سال به عهده داشتن این سمت با یک ایرانی دیدار کرد؟ نه حتی یک بار. برنز اجازه انجام این کار را نداشت. حضور وی قرار بود پاداشی باشد در ازای تعلیق غنیسازی اورانیوم با ایران برای نشستن بر سر میز مذاکره. برنز که 52 ساله است، در سال 1980 به وزارت امور خارجهی آمریکا پیوست و از نسل دیپلماتهای آمریکایی بود که هرگز به ایران، قدرت در حال طلوع در خاورمیانه حتی در زمانی که نفت 70 دلاری بود، قدم نگذاشتند. اگر ما در خصوص خاورمیانه جدی هستیم، این (روند) باید تغییر کند. در حال حاضر وال استریت، سیاست خارجی را در مبارزات انتخاباتی آمریکا به حاشیه کشیده است، اما این مساله بعد از پنجم نوامبر دوباره محوریت پیدا میکند. رییس جمهور آتی با دو جنگ غیرقابل حل (عراق و افغانستان) و یک جدول زمانی شاید دو ساله برای جلوگیری از دستیابی ایران به قابلیت تسلیحات هستهیی روبرو خواهد شد. این در حالی است که تهران بر صلحآمیز بودن برنامهی هسته ایاش تاکید داشته و همواره به صراحت گفته است سلاح هسته ای در دکترین دفاعی جمهوری اسلامی جای ندارد و ایران فقط به دنبال تولید انرژی با هدف برآوردن نیازهای رو به رشد انرژی در این کشور است. به غیر از مسالهی هسته ای، ثبات بلندمدت عراق و افغانستان مانند صلح در لبنان و حل مناقشهی اسرائیلی – فلسطینی بدون همکاری ایران غیر ممکن است. باراک اوباما در خصوص ایران گفته است که «از نظر ما وارد گفتوگو با آنها نشدن بیمعناست.» جان مککین، آواز «بمب بمب ایران» را سر داده است که بدون تردید شوخی است اما منعکسکنندهی لحن مواجههجویانه اعلامیههای سیاست خارجی اوست. به نظر میرسد شعار مککین با مضمون «اول کشور» این معنا را دارد که «باقی جهان بعد». برنز، مانند اوباما معتقد است که اکنون زمان گفتوگو با ایران است. او به من گفت: «آمریکا باید به یک استراتژی دیپلماتیک جاهطلبانهتر دست بزند. پس از عراق، ما مسوولیت داریم پیش از بررسی توسل به زور نشان دهیم که هر راه دیپلماتیکی بررسی شده است. اگر آنها بر سر میز بیایند و آنها پا پس بکشند، ما در قبال چین و روسیه اهرم بیشتری برای اعمال فشار در خصوص تحریمهای سختتر خواهیم داشت. » اکنون زمان آن است که پیششرط تعلیق غنیسازی اورانیوم پیش از گفتوگو، برداشته شود. این شرط در خدمت هدف کوچک قرار میگیرد، ایران همیشه میتواند غنیسازی را از سر بگیرد و این کار میتواند بهانه به دست ایران بدهد. همچنین اکنون – با توجه به اینکه سال آیندهی میلادی سیامین سالگرد انقلاب ایران است – زمان آن است که در رویکرد کلی آمریکا در قبال ایران تجدیدنظر شود. انقلاب ایران یک قیام مذهبی و ملیگرایانه در برابر دخالت آمریکا در این کشور از جمله کودتای 1953 به رهبری سیا و حمایت از شاه بود. فزایش قدرت ایران در سالهای اخیر با خلع صدام در عراق و روی کار آمدن دولت شیعه در بغداد به وسیلهی آمریکا، پراکندگی آمریکا به لحاظ نظامی، محبوب بودن برنامهی هسته ای ایران در داخل به عنوان نماد خواستههای منطقهای ایران و اینکه اسرائیل بمب (اتمی) در اختیار دارد ،واقعیاتی است که تلخ است و افزود که اگر سالهای بوش یک درس داشته باشد این است که زندگی در توهم ناسودمند است. هزینه دست دادن با آمریکا برای ایران بسیار بالا است؛از طرفی ایران با آمریکا منافعی مشترک در جلوگیری از فروپاشی عراق، ممانعت از بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان، جلوگیری از رویارویی جهان شیعه و سنی دارد. (ایران) امنیت، دسترسیهای اقتصادی بیشتر و در نهایت احیای روابط دیپلماتیک با آمریکا را خواستار است. همهی این مسایل یک چیز را میگوید و آن این است که خود را به مسالهی هسته ای مشغول نکنید. همه چیز را به روی میز ببرید. واقعگرا باشید و اینطور بگویید که «ما منافعی داریم؛ شما منافعی دارید. آیا این منافع با هم تلاقی دارند؟ سخنرانی نکنید. موعظه نکنید. هیچ چیزی را – پایان برنامهی هسته ای – بدون آن که از خواستهها حمایت کند مطرح نکنید. این امر باعث شکست بوش بوده است.» باید بر واقعیت امروز متمرکز شد. ایران هنوز قابلیت هسته ای شدن ندارد و زمان برای گفتوگو وجود دارد.




» چشم انداز سند چشم انداز
» خاتمی قسم خورد که به مردم دروغ نگوید و به قسم خود به واقع پایبند بود